تبليغاتX
سه تی لیته - صبح

 

 شب ها را سیل برده ست

من به ره مانده در این روشنایی

دیگر فقط خواب دم صبح است و خواب دم صبح.

 

منظورم واقعا

فقط

همین بود.

نه چیز دیگر.

چرا سعی داری تعبیرش کنی؟

تعجب نکن

بله این من هستم

من ِ شاعر

که با تو سخن می گویم.

باری

اگر شکنجه می شوی مختاری

این گونه تعبیرش کنی:

خوشبختی  زیر دلش را زده است.

تمام زندگی برایش امیدواری صبح گونه است و بس.

 

باشد برو و من را تنها بگذار

با این غم بنهفته که در دل دارم

از تو که سعی داری صبح من را شب کنی.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم بهمن 1385ساعت 22:2 توسط ستاره |